تاریخ انتشار :دوشنبه ۲۰ شهریور ۹۶.::. ساعت : ۱:۳۰ ق.ظ
فاقددیدگاه

مهندس چوب و ساعت




مهندس چوب و ساعت





این تبلیغ ساده‌ای در فضای مجازی است که با چندعکس ساعت همراه شده و در شبکه‌های اجتماعی دست به‌دست می‌شود؛ ساعت‌های زیبایی که با ترکیب چرم و چوب از طبیعت برخاسته‌ و بر دل دوستداران طبیعت هم می‌نشیند؛ ساعت‌هایی که از چوب‌های خام و دست‌نخورده تولید می‌شود، بوی عناب، گردو و شمشاد می‌دهد و به دستان توانمند جوان ایرانی ساخته می‌شود.

علی ملکی ۲۲سال سن دارد و دانشجوی مهندسی نفت دانشگاه امیرکبیر است. او شوق زیادی برای تجربه‌های جدید دارد و این شوق را با هوش و خلاقیت خود ترکیب کرده و حالا در کارگاه کوچکی که در خانه دارد، محصولات دست‌سازی‌ را بارؤیای رسیدن به آرزوهایش تولید می‌کند. در این گفت‌وگو با او همراه شده‌ایم تا از تجربه‌های تولید ساعت‌هایی متفاوت و کم‌نظیر صحبت کند و از سختی‌‌های این راه بگوید.

  • کار برای آینده

از او می‌خواهیم درباره کارهایش توضیح دهد و بگوید چگونه تصمیم به ساخت ساعت‌های چوبی گرفته است که می‌گوید: «من از آن آدم‌هایی هستم که می‌گویند از ۱۸سالگی کار کردم و روی پای خودم ایستادم. به‌نظرم این حرف اصلا نشانه ضعف نیست. کار کردن از سن کم به معنی فقیر یا نیازمند بودن نیست چون کار کردن فقط نیاز مالی را برطرف نمی‌کند. تجربه کردن و هیاهو داشتن است که من را در زمان جلو می‌برد و به همین دلیل هم کارهای مختلفی، از تدریس خصوصی گرفته تا شغل آزاد را تجربه کرده‌ام.

اما همه ما هدف‌هایی داریم که هر چقدر هم سرمان به کارهای دیگر گرم باشد همیشه در گوشه ذهنمان به آن هدف فکر کرده و برای رسیدن به آن تلاش می‌کنیم. من هم با تجربه شغل‌های مختلف، درآمد به‌دست می‌آوردم اما به هدفی که داشتم نمی‌رسیدم و این شرایط برایم راضی‌کننده نبود تا اینکه در زمستان سال گذشته تصمیم گرفتم با کمک دوستانم به معرفی آثار هنرمندان مختلف و فروش آنها از طریق یک سایت اینترنتی اقدام کنم.

این کار، علاقه شخصی من و دوستانم است چرا که فکر می‌کنیم هنرمندان بزرگی در کشور داریم که لازم است آثارشان با حمایت‌ افراد مختلف در دسترس عموم قرار بگیرد و علاوه بر شناخت مردم از آنها، برایشان درآمد‌زایی هم داشته باشد». از این کارآفرین جوان می‌پرسیم اما این کار هیچ ربطی به ساخت ساعت‌های چوبی ندارد که در پاسخ می‌گوید: «بله تقریبا می‌شود گفت ربطی ندارد اما برای اینکه بتوانیم از آثار هنری بیشتری حمایت کنیم نیاز به سرمایه‌ داریم. هرکدام از ما به‌نوعی برای تأمین این سرمایه خود را موظف می‌دانیم و من هم تصمیم گرفتم تا با تولید ساعت‌هایی با بدنه چوبی و فروش آنها از طریق سایت، سهمی در تأمین این سرمایه داشته باشم».

  • سخت مثل چوب

«می‌دانستم که باید کاری کنم و ایده‌های مختلفی در ذهنم شکل می‌گرفت تا اینکه یک شب بین جست‌وجوهایم به تصویر ساعت‌های خارجی برخوردم که بدنه آنها از جنس چوب بود. تا پیش از این فقط در کودکی چندبار معرق کار کرده بودم اما از نجاری و سختی‌های آن خبر نداشتم؛ حتی نمی‌دانستم ساعت‌سازی‌ چه پیچ و خم‌هایی دارد و اصلا درون یک ساعت چه خبر است.

اما انگار نیرویی در ذهنم می‌گفت که شروع کن و ایده را پرورش بده.» اینها را علی ملکی می‌گوید تا نشان دهد که چقدر برای ساختن نخستین ساعت چوبی سختی کشیده است و در ادامه هم می‌گوید: «البته من نخستین تولید‌کننده ساعت‌های چوبی در ایران نیستم. اما کار من تفاوتی با جنس‌های مشابه خارجی در بازار دارد و آن این است که تک‌تک بدنه‌ها را با دست می‌سازم، در حالی که نمونه‌های مشابه با دستگاه‌های مخصوص برش می‌خورد و بیشتر از آنکه یک اثر هنری باشد، محصولی تجاری است، به همین دلیل ساخت هر ساعت تقریبا یک روز وقت مرا می‌گیرد اما درنهایت اثری تولید می‌شود که با نگاه کردن به آن خستگی‌ را فراموش می‌کنم.

کار با چوب بسیار لذت‌بخش است. هر بار که به یک تکه از چوب نگاه کنی نقش تازه‌ای در آن می‌بینی و هر بار که سمباده می‌شود و صیقل می‌خورد بوی چوب تازه روح را زنده می‌کند. در آخر هم که جلا داده می‌شود زیبایی‌اش دوچندان می‌شود. هرچوبی نقش و نگار مخصوص به‌خود را دارد و به همین دلیل هم می‌توانم بگویم هرکدام از ساعت‌هایی که تولید می‌کنم منحصربه‌فرد است چون آن تکه چوب و آن نقش و نگار‌ها ممکن است در هیچ چوب دیگری دوباره تکرار نشود. البته در عین حال، کار خیلی سختی است و در ابتدا فکر نمی‌کردم از پس آن بر‌بیایم».

  • مهندس نفت یا مهندس ساعت؟

ملکی در دانشگاه امیرکبیر و در رشته مهندسی نفت تحصیل می‌کند اما با هوش بالایی که دارد می‌تواند کارهای مختلفی را انجام دهد؛ ضمن اینکه برای رسیدن به هدفش خسته نمی‌شود. او حالا به جای مهندس نفت، مهندس چوب و ساعت شده است؛ چوب و ساعتی که هیچ شناختی از آن نداشته و به‌تنهایی پا در دنیای آنها گذاشته است. ذهن مهندسی او با ایده و طراحی‌هایش گره خورده تا درنهایت به تولید ساعت‌هایی دست‌ساز با بدنه چوبی برسد.

او برای ساخت نخستین ساعت چوبی مراحل سختی را پشت سر گذاشته که درباره آن اینطور توضیح می‌دهد: «تقریبا مطمئن بودم که چه چیزی می‌خواهم بسازم اما از روش ساخت آن هیچ اطلاعی نداشتم. طرح اولیه را روی کاغذ نوشتم و ابعاد آن را محاسبه کردم. از ابعاد استاندارد صفحه ساعت، شیشه و بدنه ساعت اطلاع داشتم و حالا باید این استانداردها را روی ایده‌ام اجرا می‌کردم. یک ساعت قدیمی و خراب هم داشتم که آن را باز کردم تا از نزدیک ببینم یک ساعت چطور کار می‌کند و اجزای داخلی آن چیست.

نخستین مدل را با چوب ساختم و آنقدر از نتیجه کار خوشم آمد که تصمیم گرفتم آن را به یکی از دوستانم هدیه دهم». اما همه‌‌چیز برای ساختن یک ساعت آن هم از جنس چوب به این سادگی نیست. ملکی درباره سختی‌های این کار اینطور توضیح می‌دهد: «در ساخت ساعت، همه اندازه‌ها میلی‌متری است. تمام اجزای داخلی باید با دقت خاصی ساخته و روی هم سوار شوند تا درنهایت محصول نهایی، هم زیبا باشد و هم درست کار کند. صفحه داخلی، عقربه‌ها، بدنه بیرونی، صفحه‌ای که پشت کار نصب می‌شود و همه اجزای داخلی باید در اندازه‌های مشخص آماده و با دقت مونتاژ شوند.

اگر حتی یک میلی‌متر هم در کار خطا باشد محصول نهایی با اشکال مواجه می‌شود و کار از بین می‌رود. برای این دقت، معمولا از دستگاه‌های برش خاصی استفاده می‌شود که هزینه آن بیشتر از ۴۰میلیون است و من امکان خرید آن را نداشتم؛ بنابراین با لیزر قطعه‌های مختلف داخل ساعت را برش می‌دهم، سپس آنها را با دست پرداخت کرده و بدنه بیرونی‌ را هم با وسواس خاصی آماده می‌کنم. درنهایت ۵قطعه چوبی از صفحات داخلی تا بدنه بیرونی و صفحه پشت کار را به همراه موتور و عقربه‌ها روی هم سوار می‌کنم تا با نصب بند، یک ساعت دست‌ساز جدید تولید شود».

  • به من نگویید نه!

علی ملکی پرجنب و جوش و پر از ایده است. برای رسیدن به آنچه در سرش می‌گذرد بسیار تلاش می‌کند و خستگی‌ناپذیر است. این را وقتی می‌فهمم که این ماجرا را تعریف می‌کند:«وقتی ایده ساخت ساعت با بدنه چوبی در ذهنم شکل گرفت ابتدا فکر کردم باید سراغ چند نجار و چوب‌فروش با تجربه بروم و ایده را با آنها مطرح کنم تا هم از تجربه‌شان استفاده کنم و هم درباره نحوه ساخت از آنها مشورت بگیرم. اما در کمال تعجب با هرکدام که صحبت کردم گفتند این کار نشدنی است. تقریبا از همه، جواب نه شنیدم و ناامید شدم. اما این ناامیدی دوام نداشت و نخستین نمونه را زمانی ساختم که فقط ۲۴ساعت از این «نه» شنیدن‌ها گذشته بود. همان نمونه اول را هم در شبکه‌های اجتماعی که فعالیت داشتم به نمایش گذاشتم و باعث شد افراد زیادی از کار تعریف کنند و من دوباره انرژی بگیرم و برای ادامه راه مصمم شوم».

البته آرزوهای علی ملکی به همین ماجرا ختم نمی‌شود. او تنها ۲۲سال دارد و انگیزه زیادی برای تجربه کارهای مختلف همراهش است. علاقه‌اش به آثار هنری هم باعث شده تا این انگیزه را در راه هنر خرج کند، به همین دلیل در آینده تصمیم دارد کارهای بیشتری با چوب انجام دهد؛ از ساخت عینک و وسایل مختلف با چوب گرفته تا به راه انداختن کارگاهی که از کارگاه کوچک خانگی‌اش بزرگ‌تر باشد و بتواند به واسطه آن افراد دیگر را هم مشغول به کار کند.


دیدگاه خود را به ما بگویید.