امروز: یکشنبه, ۲۶ آذر , ۱۳۹۶

منجیل به قلم مورخین داخلی و خارجی

منجیل به قلم مورخین داخلی و خارجی

محمد حسین بن مهدى فراهانی نوشته است: قریه منجیل‏ و از پاچنار به منجیل‏[پاورقی ۱] چهار فرسخ است که دو فرسخ آن همه‏ جا گاهى از یمین و گاهى از یسار کنار رود است، و دو فرسخ به منجیل مانده رودخانه کنار مى‏ افتد که هیچ نمایان نیست. این دو فرسخ سنگلاخ و غالب دره […]

محمد حسین بن مهدى فراهانی نوشته است:

قریه منجیل‏

و از پاچنار به منجیل‏[پاورقی ۱] چهار فرسخ است که دو فرسخ آن همه‏ جا گاهى از یمین و گاهى از یسار کنار رود است، و دو فرسخ به منجیل مانده رودخانه کنار مى‏ افتد که هیچ نمایان نیست. این دو فرسخ سنگلاخ و غالب دره و ماهور است تا آن‏که قریب به منجیل کوه کوچک سنگى در وسط جاده است. از آن کوه که بالا رفت منجیل است که در گودى و جلگه محقرى افتاده، و این جلگه سبز و خرم و درختهاى زیتون بسیار دارد. و قریه منجیل یکصد و پنجاه خانوار سکنه دارد که قریب ششصد نفر عدد نفوس آن است. و چهارده پانزده دکان متفرقه در آنجاست و آب آن از چشمه‏ سار است. از غالب کوچه ‏ها آب جارى است. و چاپارخانه آجرى مستحکم دارد [و] وسیع که در مرتبه فوقانى آن اطاقهاى متعدد سفیدکارى پاکیزه است. و این چاپارخانه از بناهاى محمد قاسم خان والى است که هنگام حکومتش به گیلان حسب ‏الامر، بنا نهاده است. و باد منجیل معروف و در چهار فصل اغلب اوقات در نهایت شدت مى ‏وزد، و در فصل زمستان باد کمتر است، و همیشه بعد از ظهر شروع به وزیدن باد مى ‏شود. خلاصه یک ساعت به غروب مانده وارد منجیل شده و یک ساعت از شب گذشته روانه شد [م‏].

پل منجیل‏

قریب دو هزار قدم که از قریه منجیل گذشت پل منجیل‏ است که در جنب آن چند اطاق به جهت گمرکخانه ساخته ‏اند. و این پل را سابقا از چوب بسته بودند و گذشتن از آن بسیار مشکل بود و حاجى سلیمان خان قاجار قوانلو پلى از گچ و آجر ساخته بود. و در سنه هزار و دویست و نود، دو چشمه از آن پل خراب شده، و مرحوم حاجى ملا رفیع مجتهد حسب‏ الامر، آن دو چشمه را از نو ساخته و تعمیر مفصلى به همه پل نمود. این پل هفت چشمه است و یک طاق وسطى آن تازه شکست برداشته است و آن پل چوبى هم هنوز در بغل این پل باقى است. و این پل بر روى رودخانه سفیدرود کشیده شده. و آب سفیدرود یک مخرجش بلاد دیلم است که یک شعبه آن همین رود شاهرود است، و از بلاد رودبار و الموت جارى و از زیر قلعه سمیران مى ‏گذرد. که سمیران قلعه [اى‏] بوده در میان جبال طارم که حالا خراب شده است. و در نزدیکى منجیل رودخانه قزل‏ اوزن هم بر او ملحق مى ‏شود و سفیدرودش مى‏ نامند. و مصب این رودها بحر خزر است. و طرف یمین این پل منجیل بلوک رحمت آباد[پاورقی ۲] است، و طرف یسار آن بلوک رودبار زیتون‏ است. و از پل که گذشت اول بدى جاده گیلان است که سابقا راه را درست کرده و سنگچین نموده بودند حالا بعضى جاها سنگچین آن باقى است و بعضى جاها خراب شده، که در فصل بارندگى گل مى ‏شود. و در همان جاهائى هم که سنگچین است چون سنگش پست و بلند شده مال به اشکال مى ‏گذرد. و یک فرسخ که از منجیل گذشت قریه رودبار زیتون[پاورقی ۳] است. و این یک فرسخ در یمین جاده، همه ‏جا رود سفیدرود است و در یسار جاده همه‏ جا سلسله جبال سنگى عظیم است. و همین ‏که مى ‏خواهد داخل رودبار شود از کوه سنگى که فرود مى ‏آید در نهایت اشکال و پرتگاه است.[۱]

میرزا ابراهیم نوشته است:

دهکده منجیل‏

اسم امام‏زاده منجیل، امام‏زاده طاهر اولاد امام موسى کاظم علیه السلام و اسم امام‏زاده حرزه ‏بیل، امام‏زاده ابراهیم اولاد امام زین العابدین علیه السلام است‏. و پل منجیل حسب الفرمان پادشاه اسلامیان پناه ناصرالدّین شاه خلد اللّه ملکه به سعى و اهتمام مجتهد العصر و الزمان شریعتمدار حاجى ملا رفیع زید توفیقه به تاریخ یکهزار و دویست و هفتاد و پنج به اتمام رسید. که هفت طاق بنیاد محکم بنا نهاده است که مترددّین و مسافرین به کمال آسودگى عبور مى‏ نمایند. چون در منجیل وقت ظهر الى نیمه شب چنان باد مى‏ آید که درختها را خم نموده است. و یک دفعه چنان شد که‏ یک نفر آدم را باد از روى پل برداشت و میان رودخانه سفیدرود انداخت. و هرکس در رفتن و آمدن‏ مى‏خواست از پل منجیل عبور بکند از ترس باد قبل از ظهر مى‏ گذشتند. و باد منجیل از سمت شمال است. هرکس مى ‏خواهد قبله منجیل را بشناسد نظر به درختهاى زیتون منجیل بنماید که به سمت جنوب خم شده‏ اند. حال الحمد اللّه هرکس هروقت بخواهد از پل عبور مى‏ کند. و دو طرف پل را دیوار گذارده‏اند و طاقها را از بناى اول بلندتر و بزرگتر و بهتر و محکم‏تر ساخته اند.[۲]

رابینو نوشته است:

منجیل‏

منجیل به ارتفاع ۳۹۳ متر از سطح دریا مرکز حکومت عمارلو مى ‏باشد، و در آخرین قسمت شرقى سلسله جبال البرز روى ساحل راست قزل اوزن و در دو کیلومترى جنوب پل منجیل و در فاصله کمى از محل الحاق قزل اوزن و شاهرود به فاصله ۸۱ کیلومترى رشت و ۱۰۰ کیلومترى قزوین در جاده بزرگ قزوین قرار گرفته است. در منجیل ۲۷۰ خانه و چندین کاروانسرا براى کاروانها و یک بازار کوچک و یک اداره پست و تلگراف و یک ایستگاه و یک مقبره به نام طاهر بن موسى کاظم (ع) دیده مى‏ شود. منجیل در سر راه تهران به رشت اولین محلى است که مسافرین در آن متوجه درختان زیتون مى‏ گردند، ولى این درختان بیشتر در قراء هرزویل و رودبار دیده مى ‏شود. به علت عدم آشنائى کشاورزان به اصول کشاورزى و مخصوصا باد شدیدى که در تمام طول سال از گلوگاه سفید رود بر مى‏ خیزد درختهاى این منطقه اکثرا خمیده و ۴۵ درجه به سمت جنوب متمایل مى‏ باشند. محصول این ناحیه جو و گندم سفید و کنجد است. ساکنین آن مالک اسب و قاطر بوده و بیشتر به حمل و نقل محصولات با چهار پایان اشتغال دارند. در شش کیلومترى منجیل چندین محل دلپذیر در کوهستانها دیده مى‏شود که محل‏ زندگى تابستانى مردم منجیل مى‏ باشد.

جمعیت‏

جمعیت عمارلو از کرد و ترک تشکیل شده است. کردها متعلق به قبیله ریشوند، شاخه‏اى از ایل بزرگ ببه‏bebe سلیمانیه عثمانى مى‏ باشند. که بوسیله شاه عباس اول صفوى به این منطقه کوچانده شده‏ اند، بعدها قسمتى از زمینهاى آنان بوسیله کردهاى عمارلو، که نادر در این ناحیه مسکن داد، اشغال گردید. طایفه ریشوند حالیه در ناوه‏Nava کلیشم‏Kalisom ، لایه‏Laya ، کاکوستان‏Kakustan ، شهرستان، بهرام آباد، کیا کلایه، حسن آباد، دهدوشاب‏Dehdusab و غیره از رودبار محمد زمانخان سکونت دارند. رئیس قبیله ریشوند، حسینعلى خان فرزند محمد على خان فرزند زمان خان بود. پسر حسینعلى خان به نام محمد على خان عنوان سعید نظام را دارد. تیره یا شاخه‏ اى که شناخته نشده ‏اند از قبیله حسینعلى خان جدا شده و به نام سیاهگلى‏Siahgali از عده‏اى چادرنشین ترکیب یافته ‏اند.

قبایل‏

عمارلوئیها ساکنان قراء عمارلو و بابا منصورى مى ‏باشند. آنها به قبایل متعددى تقسیم شده‏ اند که عبارتند از: قبیله کرانلو در دیارجان، استاجانلوUstajanlu در پیرکوه، بیشانلو در جرینده (جیرنده )، شامخانلو در خرگام، انبو و جمخانلو در منجیل‏ . حدس مى ‏زنند که در حدود ۲۰۰۰ چادر غیاثوند چگینى و رشوند در تابستان میان لوشان و منجیل مستقر مى ‏شود. زبان این مردم کردى و ترکى و زبان طبقات مرفه فارسى مى ‏باشد. زبان گیلکى رواج چندانى ندارد. ساکنان این منطقه شیعه هستند اما عده زیادى از کردها على اللهى مى ‏باشند و جمعیت بومى شامل عده‏ اى اسمعیلى است. این ناحیه شامل ۲۱۰۰ خانوار مى ‏باشد که به صد نفر سوار حکومتى آذوقه مى‏ دهند. ثروت عمده این منطقه گوسفند و سایر چهار پایان است که اهالى آنجا تعداد زیادى از این حیوانات را مالک بوده و از آنها محصولات دامى فراوانى مانند کره و پنیر و روغن تهیه مى‏ کنند. در دامنه کوه، گندم، جو، کنف، کنجد، بقولات و غله تهیه مى ‏شود، و در باغها انگور و انجیر به دست مى‏آید. چوب این ناحیه مانند رحمت آباد به مصرف تهیه زغال ساکنان دشتهاى مجاور قزوین مى‏ رسد. چادر نشینان پارچه‏ هاى پشمین سیاه چادر و گلیم و جاجیم و پلاس و سایر پارچه ‏هاى کنفى مى‏ بافند. این منطقه آتشفشانى است و چشمه ‏هاى آب معدنى بسیار دارد که یکى از آنها سمى و براى مردم و چهار پایان مضر است.

رودخانه ‏ها

رودخانه شاهرود از کوههاى طالقان در فاصله کمى از رشته سلمبارSalambar سرچشمه گرفته و از مغرب به طرف منجیل یعنى به سمتى که با قزل‏ اوزن تشکیل سفیدرود را مى‏ دهد جارى مى ‏شود. بوسیله پل لوشان بر سر راه رشت به قزوین از روى این رود مى ‏گذرند. این پل ۵۴۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در چهار یا پنج کیلومترى شمال پاچنار و ۵/ ۲۲ کیلومترى جنوب غربى منجیل قرار دارد. پل لوشان بنائى زیبا از آجر است که مرکب از یک طاق کوچک و دو طاق بزرگ است و تاریخ بنایش به دوران خسرو خان مى‏ رسد. روسها شیب این پل را که تند بود ملایم نمودند. سفید رود با نام اصلى خود قزل‏ اوزن از ۱۲ یا ۱۳ کیلومترى شمال غربى سنندج در کردستان سرچشمه مى ‏گیرد. الحاق شاهرود و قزل اوزن مسیر جدیدى به این رود مى‏ دهد که تقریبا با هر یک از دو رود اصلى زاویه قائمه تشکیل مى ‏دهد و جریانى براى عبور از رشته‏ هاى رودبار و دره‏هاى تنگ رستم آباد به وجود مى‏ آورد. سفیدرود پس از آبیارى گیلان در ۶۳ کیلومترى مشرق انزلى یعنى پس از آنکه جریانى به طول ۷۸۴ کیلو متر در جهت شمال شرقى پیمود وارد دریا مى‏شود.[۳]
ارجاعات

↑ فراهانی، سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی ، ص۳۳-۳۲٫
↑ میرزا ابراهیم، سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان ، ص ۱۷۸٫
↑ رابینو ، ولایات دار المرز ایران(گیلان)‏ ، ص۳۰۶-۳۰۴٫

پاورقی

↑ ده از بلوک فاراب دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت. ۶ کیلومترى جنوب شرقى رودبار، سر راه قزوین- رشت( فرهنگ جغرافیایى ایران، ج ۲، ص ۲۹۴).
↑ یکى از دهستانهاى چهارگانه بخش رودبار شهرستان رشت.
↑ رودبار زیتون یا« پیلده رودبار» شهرستانى است که بر کناره چپ سفیدرود است. ن. ک. به از آستارا تا استارباد، منوچهر ستوده، ج ۱، ص ۴۶۱٫

این مطلب در 24 ساعت اخیر 7 بار بازدید شده

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

این سایت متعلق به گروه خبری منجیل خبر می باشد
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A