سلفی با حادثه تروریستی!




سلفی با حادثه تروریستی!





عده‌ بسیاری این کار را تقبیح کردند و امید می‌رفت که تا مدت‌‌ها این موضوع در خاطر مردم بماند که حادثه را باید دید یا حتی از آن گریخت، نه آنکه آن را به امری برای پز دادن تبدیل کرد. اما حادثه دلخراش حمله‌های انتحاری به مجلس و حرم امام (ره) نشان داد که همان رفتارها تکرار می‌شود. جوانان به سرعت در حال عکس گرفتن و فیلمبرداری با تلفن همراه از حادثه بودند و چنانچه می‌شد حتماً با تروریست‌‌ها سلفی هم می‌گرفتند. همه عجله داشتند که زودتر از حادثه فیلم بگیرند و آن را در شبکه‌های اجتماعی پخش کنند. از آن طرف صدا و سیما که در حادثه پلاسکو از اول حاضر بود، این بار کاملاً عقب ماند.در نتیجه این حدس و تحلیل‌‌های مردمی بود که در شبکه‌های اجتماعی دست به‌دست شد؛ تحلیل‌‌هایی که در جای خود می‌تواند نادرست، برخاسته از اطلاعات اندک یا حتی خطرناک باشد. زمانی که شبکه‌های اجتماعی با این سرعت شگفت‌انگیز اخبار و اطلاعات را دست به‌دست می‌کنند،‌ یک استراتژی سنجیده‎تر از عملکرد اطلاع‌رسانی صدا و سیما انتظار می‌رود.

این در حالی بود که شبکه‌های خبررسانی بین‌المللی روند عادی خبررسانی خود را تعطیل کرده و به حادثه تروریستی ایران پرداختند. به هر حال، این اصرار شدید به عکس و فیلم گرفتن با حوادث از سویی از میل مفرط «داشتن» حادثه به جای دیدن یا گریز از آن ناشی می‌شود و از سوی دیگر به سکوت خبری رسانه‌های رسمی مربوط می‌شود. نه اینکه این حادثه‌ها برای ملت ایران بزرگ و رعب‌آور باشند بلکه همه می‌خواهند بدانند چه پیش آمده و این میل به دانستن البته متفاوت با یک یا دو دهه گذشته است. پلیس انگلیس بعد از حوادث منچستر و لندن تصمیم گرفت که حداقل در توییتر رسمی خود، برخی از اطلاعات را منتشر کند. ما هم باید میل به دانستن مردم را به طرزی درست و مناسب پاسخگو باشیم. اگر انتظار داشته باشیم که راه‌حل بستن شبکه‌های اجتماعی برای ممانعت از خبررسانی و اطلاع‌رسانی در مورد حوادث است، بی‌فایده تلاش می‌کنیم. به جای آن باید شیوه‌ای مناسب برای پاسخگویی به نیاز مردم پیدا کنیم. این موضوع عاجل و فوری است و باید دانست که به نزدیک شدن نهادهای دولتی و مردم کمک می‌کند و سبب تقویت همبستگی اجتماعی خواهد شد.







پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *