روستای زیبا وبزرگ چهارمحل

بخش خورگام در ۴۰ کیلو متری شهرستان رودبار زیتون وروستای چهارمحل  دراین بخش واقع است

روستای چهارمحل در فاصله ۳کیومتری مرکز بخش خورگام یعنی شهر بره سر واقع گردیده که از شمال به روستای قدیم سوسف از جنوب به جنگلهای  انبوه   چنگش ومناطق ییلاقی بربن از شرق به شهر بره سر واز غرب به روستای لیلول علیا محدود می گردد .روستای چهارمحل که پس اززلزله سال ۶۹از تلفیق ۴روستای لیاول علیا،ماشمیان ،سوسف وسرمل تشکیل وبوجود آمده دارای۵۲۸خانوارو جمعیتی بالغ بر ۳۰۰۰ نفر می باشد .

 این دیار باستانی آداب ، رسوم، موسیقی، زبان و آثار کهن منحصر به فردی دارد که در هر زمان و مکان جلوه خاصی از آن هویدا می شود. مردان و زنان سخت کوش منطقه در اقتصاد خانواده نقش به سزایی ایفا می کنند و در تابستان فعالیتهایشان اوج می گیرد . در چهار محل و در گستره کوه و دشت و جنگل ، زنها در کنار همسرانشان مشغول کار کشاورزی و دامداری هستند .

 هنوز از خانه ها بوی پختن نان بلند می شود و دوشیدن شیر گاوها و گوسفندان و بزها و جمع آوری سبزی های معطر صحرایی و گیاهان دارویی برای مصرف خانواده و بردن گاوها به چرا در کنار امور خانه داری و آموزش تربیت فرزندان در این طبیعت بکر و زیبا ییلاقی چنگش – سفید سنگان- تکسل –میانسو-بربن- شیلاش را انجام می دهند .

   اینجا  همه می گویند سلام
نگاهشان می  کنی می گویند سلام، از کنارشان رد می شوی می گویند سلام، وارد مغازه ها می شوی می گویند سلام، می خواهی نان بخری می گویندسلام؛ در چهارمحل کارت به مردم بومی بیفتد و نیفتد همین که تو را ببینند اول سلام می کنند، بچه وبزرگ  هم فرقی ندارد. اگر چه آنها کنجکاوی مردم روستا را دارند، ولی لبخند از روی لبشان نمی افتد. اینجا وقتی می بینی تحرک مردم حتی بیشتر ازبعضی شهرهاست دلگرم می شوی، چهارمحلی  هادر خانه نمی مانند. آنها از اول صبح مغازه هایشان راباز می کنند و خیابان را آب پاشی می کنند و با لبخندمنتظر مشتری می نشینند.

 

درروستای چها محل حدود۸عددمغازه قصا بی وجوددارد وتعدادزیادی بقالی  که دراین مغازه هاانواع اجناس ازقبیل خواربار،انواع کفشها وحتی پوشاک هم یافته می شود همه نوع اجناس در مغازه های چهارمحل پیدا می شود از نفت،گازوئیل و بنزین آزاد گرفته تا قرص سردرد و سرماخوردگی تا اسباب بازی های چینی. ولی چیزهای سنتی هم
اینجا کم نیست ؛ سیرترشی،زیتون و  انواع مرباها ،لواشک و پنیر،گوشت تازه، ماست و عسل و……در مغازه های این وادی برای چشیدن هر نوع خوراکی آزادی، اینجا اگر خودت هم سر تشت  پنیر گوسفندی وماست بروی و پوشش توری روی آن را برداری کسی جلویت رانمی گیرد .

حتی اگر بخواهی کمی از ترشی رب انار، رب زرشگ یا رب آلوچه جنگلی بچشی کسی مانعت نمی شود.اگر از مغازه ای خرید کنی انگار خانه زاد شده ای،مغازه دار ها قیافه مشتری هایشان را خوب به ذهن می سپارند و هر بار که از مقابل شان بگذری سلامی گرم می کنند و ساز گپ زدن را کوک می کنند وتمام مردم اینجا هم همین مرام را دارند.

بعضی خانه ها هم تنور آتشی دارند و زنها  صبح ها و عصرها نان و آش می پزند  نا نهای گرد (گورت)ولواش گردبزرگ و آ ش هایی که ا نگار هر چه سفت تر باشد کدبانویی خانم خانه را می رساند زن های  این روستا صبح ها و عصرها صنایع دستی ازقبیل جوراب ،دستکش  پشمی و کاموایی هم  درست می کنند؛ درست مثل بیشتر زن های شمال که کار با میل و گلوله نخ های  بافتنی جزئی از وجودشان است. زن های چهارمحل شال ولباس های قاسم آباد ی رنگ و وارنگ می بافند، اما هنر اصلی آنها بافت شال های توری و ریشه دار است.خوب بگذریم ….

 

درضمن یادم رفت که بگویم این روستا ۴دکان نانوایی دارد نان در این روستا قرصی ۶۰۰ تومان است، شاید گران به نظر برسد اما طعم مطبوعی دارد. مخصوصا اگر بدانی آنها اخیرا هر کیسه آرد را۴۷هزار تومان می خرند و کلی جلوی گرما می نشینند تا خمیر داخل تنور تبدیل به نان شود، آن وقت برای درآوردن یک یا چند ۵۰۰تومانی از جیبت تردید نمی کنی. خرید این اجناس  به آدم نشاط می دهد.

اگر در چهارمحل احیانا کسی از زیبایی شما تعریف کرد و گفت چه لبخند زیبا و صورت آرامی دارید ، تعجب نکنید؛ چون این یکی از خصلت های مردم اینجاست.پس اگر به این وادی رفتید لبخند زدن را یاد بگیرید و تمرین کنید تا قبل ازآنکه سلامی گفته باشند شما سلام به آنهاگفته باشید، همین طور به خودتان وعده یک کباب چنچه داغ  با نان محلی را هم بدهیدو اگر کسی یک بار ازمغازه این دیار خرید کرده باشد به او سلام می کنند و لبخند می زنند و دعای خیر بدرقه اش می کنند.