مشاهده مطلب

      ۳۰ دی ۱۳۹۱      ۱۵             1262      اثار شما, فرهنگی هنری, منجیل شناسی, نوشته های شما  

تاریخچه منجیل

امیرفروتن منجیلی

 

در مورد تاریخ منجیل به شهادت مورخین کهن و آثار مکشوفه آن و به لحاظ منطقه سوق الجیشی آن که در تاریخ به تنگه منجیل و محل تلاقی دو رود بزرگ شاهرود و قزل اوزن که از پیوستگی آنان رودخانه ی سفید رود تشکیل می گردد از دیر باز محل زندگی انسانهای اولیه و حتی تمدنهای اولیه ایرانی نیز بوده در زمان مادها منجیل به نام منشیل به معنای دره مقدس ( منشیل ) ذکر گردیده که اکثر اقوام مادها قبل از عبادت سالیانه در رودبار الموت به دره مقدس ( منشیل ) می آمدند و پس از اجرای مراسم و تطهیر در این دره از طریق شاهرود به الموت می رفتند تا مراسم مذهبی سالیانه را در آنجا به انجام برسانند و این دره برای مادها ارزش معنوی فراوانی داشته است اما می توان نام منجیل یا مانگل را از زمان مهاجرت آریائی ها به ایران در کتب قدیم مشاهده کرد وقتی قسمتی از مهاجرین که گویا در فصل سرما به تنگه منجیل رسیده بودند که پس از طی مناطق سرد و کوهستانی و رطوبی و جنگلی شمال به منطقه جنوبی منجیل که یک دشت وسیع که در آن  زمان از  آب و هوای  گرم و  مطلوبی برخوردار  بود و در وسط این دشت سر سبز ( محل فعلی:  آبگیر سد سفید رود ) و رودخانه بزرگ یکی از سمت شرق و دیگری از سمت غرب و سفید رود هم به سمت شمال در جریان بود می رسند در آن جا مدتی توقف می کنند و از دامداران و کشاورزان منجیلی مایحتاج خود را تامین می نمایند و از این محل که بسیار مهم بوده عده ای از آریائی ها به مناطق غربی ( از راه قزل اوزن ) و عده ای نیز به سمت هکمتانه که پایتخت مادها بوده حرکت می کنند و اولین درگیری بین مادها و آریائی ها در هکمتانه ( همدان فعلی ) رخ می دهد که در نهایت به پیروزی آریائی ها می انجامد و تعداد اندکی نیز در همانجا یعنی منشیل می مانند تا بعد ازطی ایام در زمان حکومت هخامنشیان به دستور کوروش کبیر در منجیل یک پل سنگی بروی سفید رود و یک چاپارخانه و یک قلعه نظامی در هرزویل ساخته شد و هم چنین با توجه به ظهور پیغمبر زرتشت آریائی ها که به حکمرانی بر ایران تسلط پیدا کرده بودند از مراسم مذهبی سالیانه مادها جلوگیری کردند و در قسمت جنوبی  شهر مقدس ( منشیل ) در محل فعلی امامزاده قاسم دو آتشکده بنا کردند که در حکومت ها و سلسله ها متعدد بازسازی و مورد استفاده مجدد قرار می گرفت که در آن زمان مردم منجیل به لحاظ قرار گرفتن در یک منطقه خاص درگیر جنگ های متعددی در دوران های مختلفی بودند.

 تنگه منجیل را می توان تنها گذر گاه گیلان در رشته کوههای البرز دانست و همین امر چه در حمله رومیان باستان ، عثمانی ها ، مغول ها ، اعراب ، انگلیسی ها و روس ها و حتی در قرن حاضر حمله ی رضا خان و قوای قزاق به میرزا کوچک خان در تنگه ی منجیل  و در روی پل معروف منجیل می توان به آن اشاراتی داشت به گواهی تاریخ منطقه دیلمان ( گیلان کنونی ) و طبرستان ( مازندران کنونی ) به خاطر تنگه ی باریک و کوهستانی و پشت آن جنگل های انبوه و مردان دلیر و زنان غیور راه را بر دشمنان بستند و نه رومیان ،عثمانی ها ، اعراب و نه مغول ها هیچکدام نتوانستند از این تنگه عبور کنند و راه لشگریانشان را به سمت غرب یا شرق یا جنوب ایران کج کردند و تنها در دوره ی معاصر بود که به لحاظ بی کفایتی زمامداران و خیانت مزدوران و اعیاد داخلی روس ها و انگلیس ها طی جنگ های اول و دوم جهانی و هم چنین سرکوب قیام مردم گیلان توانستند از این تنگه عبور کنند وگرنه این منطقه هزاران سال از هجوم بیگانگان در امان بوده و مامن خوبی برای هر پناهنده ای بود و لازم است یک استراتژی متداول تاریخی را در این منطقه بازگو کنم که در گذشته مردم منجیل در کنار سه رودخانه بزرگ به کشت و کار و دامداری مشغول بودند و همیشه کندوها و سیلوها که از خاک رس و خاک سفید و موی بز ساخته بودند پر از گندم و جو و برنج و دیگر غلات بوده و در مواقع خطر و جنگ در مناطق بالای منجیل که کوهستانی و جنگلی و صعب العبور بوده عزیمت می کردند تا هم از گزند دشمنان مصون بمانند و هم راحت تر در مناطق کوهستانی و جنگلی از تجاوز دشمنان جلوگیری می کردند که هم اکنون آثار خانه های باستانی در ارتفاعات شمال منجیل در بین جنگل مشهود می باشد ( دیوارهای بزرگ سنگی تخت ، قبرستان و خانه های یوزاربین و منطقه جنگلی و سر سبز مرجان آباد و خلخا و تیغه داشت و هم چنین منطقه های مسکونی و ییلاقی و خوش آبخوره ، نودی ، سوتی ،سردگاه و آسمانسرا و … و هم چنین قلعه باستانی هرزویل که الان به صورت تپه ی خاکی روبروی شهرک توانیر هرزویل قراردارد یا منطقه شاه نشین که از آثار و تمدن قبل از اسلام برخوردار می باشد و گورهای دسته جمعی منطقه پسکولان و پنبه نو واقع در جنوب قبرستان منجیل ( محل فعلی نیروگاه بادی ) همه حکایت از تاریخ طولانی این دیار با جنگ ها و ناملایمت های متعدد تاریخی حکایت دارد قلعه باستانی سمیرم( سمیران ) نشانه بارزی از مقاومت و پایداری مردم این دیار از زمان مادها که دومین منطقه مقدس ایرانیان باستان بوده تا از سلسله هخامنشی و ساسانی و از حمله اعراب تا مغول ها و از حمله ی عثمانی ها تا بازسازی مجدد آن توسط حسن صباح و بعد از روی کار آمدن رشد خانقاه اردبیل شاه اسماعیل صفوی که به پشتیبانی حاکم گیلان و نجات از قلعه ی استخر فارس  توانست مقدمات اولیه ی تشکیل حکومت واحد و یکپارچه ایران را پایه ریزی نماید.

لازم می دانیم این نکته را مطرح نمائیم که در زمان به قدرت رسیدن شاه اسماعیل و پشتیبانی پادشاه گیلان از تاسیس سلسله ی صفوی گیلان دارای دو فرمانده اصلی ( صاحب منصب ) بود که یکی از آنها کاظم شفتی و دیگری شریف منجیلی بود که پس از واقعه گیلان و کشته شدن کارکیا پادشاه گیلان پسر او احمد ملک کیا با اسم احمد کارکیا در حضور شاه اسماعیل صفوی در لاهیجان بر تخت نشست و رسما” پادشاه گیلان شد و شریف منجیلی بعد از بخشودگی آنقدر در اجرای احکام دین اسلام تعصب داشت که به زهد و تقوی مشهور گردید ه بود و مردم منجیل از ایشان دعوت کردند که به زادگاه خود یعنی منجیل بر گردد اما شریف منجیلی به علت این که در آن زمان مردم منجیل به کاهل الصلوه شهرت داشتند و بیم داشت که در این مورد نزد خداوند مسئول باشد می ترسید به  زادگاه خود بر گردد اما مردم منجیل به ایشان گفتند که در بین خود کسی را سراغ نداریم که کاهل الصلوه باشد و اگر هم کسی باشد که در اجرای احکام شرعی کوتاهی کرده باشد بعد از آمدن شما و ارشادهایتان این نقص  بر طرف خواهد شد و بعد از این که مردم اجازه مراجعت شریف منجیلی را از احمد کیا پادشاه گیلان گرفتند او را به منجیل آوردند و برایش مسجد بزرگی ساختند تا به ارشاد و راهنمائی مردم و اهالی اطراف که به منجیل مراجعت می کردند جا و مکان مناسبی وجود داشته باشد و بر اثر ارشاد شریف منجیلی مردم منجیل طوری نسبت به اجرای احکام مذهبی تعصب به خرج می دادند که در ایران شهرت پیدا کردند و مردم وقتی می خواستند بگویند که فلان کس یک مرد دین دار می باشد می گفتند که به مومنین منجیل شباهت دارد . شریف منجیلی علاوه بر شهرت زهد، شهرت کرامات را هم پیدا کرد و بیماران غیر قابل علاج گیلان به منجیل می رفتند که تا توسط ایشان درمان شوند البته نه تمام امراض بلکه درد بعضی از بیماران توسط ایشات تخفیف و بعضی دیگر درمان می شدند و خیلی از پزشکان اروپائی نیز همچون مسمر پزشک اتریش و پاراسلس پزشک سویس ) کرامات شریف منجیلی را به صورت قدرت مانیه تیزم و هیپنوتیزم و هم چنین فوران مغناطیس مطرح و تایید کرده اند در هر حال شریف منجیلی طوری از نظر کرامات معروف شد که از آوازه اش به گوش شاه اسماعیل رسید و به وسیله کارکیا برای او یک تاج فرستاد که در آن موقع عرفای بزرگ بر سر می نهادند به این ترتیب با این که تاجی که  برای شریف منجیلی فرستاد تاج درویش بود نه تاج سلطنت، آن مرد از راه تواضع آن تاج را بر سر نهاد و بعد از این که زندگی را در منجیل بدرود گفت و خبر مرگش به شاه اسماعیل رسید دستور داد که بر قبر او گنبد بسازند و قبر شریف منجیلی زیارتگاه گردید که در دوران خواجه تاج دار ( آقا محمد خان قاجار ) از زیارت این محل جلوگیری بعمل آمد و گنبد و بارگاه او دست خوش زمان به مخروبه ای تبدیل و در زمان فعلی نیز در اثر زلزله سال ۱۳۶۹ درهم شکسته شد خلاصه از مطرح کردن ذره ای از تاریخ کهن این دیار که در زمان مادها به منشیل ( دره مقدس ) و بعد از هخامنشیان به مانگل و بعد از اسلام به مانگیل و قبل از صفویه تا کنون به منجیل مشهور بود این است که انسانهای مختلفی در دوران تاریخی متعددی در این سرزمین آمد و شد کرده اند و رویدادها و حوادث غم و شیرینی نیز در آن رخ داده اما به لحاظ فقدان مدارک و نوشتار تاریخی همچون نیاکانمان از ارائه آن امتناع داریم اما این بدان معنا نمی باشد که تاریخ این منطقه مرده باشد بلکه باید از آثار و ابنیه تاریخی مکشوفه پی به تمدن غنی و جای آن اذهان و گواهی داد لذا در اینجا داستان یک قطعه سنگ منجیل را نقل می کنم که انشاء الله مشتی نمونه خروار باشد :

سنگی هستم به ابعاد ۲ متر طول به عرض ۸۵ سانتی متر به ضخامت ۴۵ سانتی متر اینجا در گوشه ی جنوبی منجیل در کنار قبرستان قدیمی افتاده ام با این که هزاران سال است در منجیل هستم اما غریبه ای بیش نیستم. آری حدودا” ۴۵۰۰ سال پیش اقوام اولیه منجیل مرا از معدن سنگی واقع در آن طرف رودخانه ی شاهرود نزدیک روستای سیاهپوش جدا کردند و بعد از زحمات فراوان مرا به دلتای منجیل آنجا که محل اتصال دو رودخانه ی بزرگ قزل اوزن و شاهرود بود که از پیوستگی این دو جریان رود عظیمی سپیدرود تشگیل می شد و من در کنار سنگ های دیگری که هم چون خودم بودند قرار داده بودند و یک محوطه بزرگ و سنگی در محل تلاقی دو رود بزرگ ساخته بودند تا  سالی یک بار مردمان در آنجا گرد هم می آمدند و پس از دعا و نیایش به تطهیر خود در آن زلال سپیدرود می پرداختند تا هم خستگی تن به آب روان دهند و هم غبار گرفته روح را با زلال آب سیقل می دادند و آنگاه که از غسل و طهارت خارج می شدند بروی من قرار می گرفتند تا از گرمای آفتاب دیده ام اندکی خرسند گردند پس رخت پاک شده بر تن می کردند تا آماده سفری مقدس شوند به آن منطقه ای که بودند منشیل یا دره مقدس می گفتند و به من نیز که برویم قرار داشتند سنگ مقدس و به آن آب زلال سپید نیز آب مقدس می گفتند تا سالها همین بود تا این که روزی دوباره ما را از هم جدا کردند و من را کمی دورتر آز آب کنار یک آتشکده قرار دادند با این که از کنار آب به کنار آتش آمده بودم باز مردم با مذهبی دیگر ،با آیین متفاوت بری من قرار می گرفتند و درد دلهایشان را به آتش می گفتند و بزرگشان بروی من می ایستاد و به مردم می گفت که گفتارشان نیک ،اعمالشان نیک و پندارشان نیک باشد تا سالها همین بود تا این که روزی ما را دوباره از هم جدا کردند و این دفعه دیگر کنار هم قرار ندادند که سنگها را بر روی هم چیدند تا جلوی سپید رود را بگیریم از این که دوباره کنار آن آب زلال آمده بودم احساس دلتنگی نمی کردم اما شنیدم که ما را برای  ایجاد آب بند بزرگی ( سد) روی هم چیده بودند و باز تا سالها همین بود که روزی دو رود بزرگ طغیان کردند و سنگی و سدی یارای مقابله نداشت و همه درهم به طرفی از رودخانه غلتیدیم و سالها همین بود تا روزی که دوباره آدم ها آمدند و گفتند این تخت سنگ بزرگ بر روی پل ما بهتر است و دوباره ما را کنار یکدگیر بروی پل منجیل قرار دادند و سالها مسافران و رهگذران و سپاهیان از روی ما عبور می کردند و به آن سوی سپیدرود می رفتند و سالها همین بود تا روزی دیگر جهت جلوگیری از گذر لشگر خصم از روی پل دوباره ما را از هم دریدند و هر کدام را به طرفی راندند و این گونه بود که انسانهای آن زمان از پیشرفت لشگر خصم جلوگیری کردند و نگذاشتند که دشمنان از سپیدرود عبور کنند هر چند من شاهد ریخته شدن خونهای زیادی برویم بودم خلاصه پس از مدتی باغداران و کشاورزان در مرز زمین های کشاورزیشان از ما استفاده کردند تا گذرمان به استاد حجار افتاد که با قلم و چکش بر روی من کلمات و حروفی را به نوشته در آورد و در آخر بر سر قبری آرام گرفتم و با خود گفتم که دیگر اینجا آخر خط است چونکه اینجا مامن سرای باقیست اما زمانی نکشید که عده ای آمدند و مرا از سر قبر به کناری کشیدند و استخوانهای آن سفر کرده از این جهان را نیز به تاراج بردند حالا مدتیست که در بالای قبرستان متروکه منجیل به نظاره این شهر پر تلاطم نشسته ام و منتظر مانده ام تنها همین را می دانم که دیری نیست که من را از ماوای اولیه ام که معدنی نزدیک روستای سیاهپوش آنطرف رودخانه شاهرود بود جدا کردند و پس از ۴۵۰۰ سال جابجایی ها در اطراف ( منشیل ، منگل،مانگل ، مانگیل ، منجیل ) در این گوشه خلوت گورستان غریب و تنها به انتظار مانده ام . آری زمانی…..

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.

  1. (اولین درگیری بین مادها و آریائی ها در هکمتانه ( همدان فعلی ) رخ می دهد )با عرض ادب و سلام خدمت شما تا آنجا که ما اطلاع داریم آریایها به دو دسته ماد و پارس تقسیم می شدند که مادها در غرب ایران ساکن بودند که الان باقی مانده آنها کردهای غرب کشور می باشند و پارسها دسته دیگر از آریاییها بودند که در مناطق جنوبی و مرکزی ایران ساکن شدند . و در زمانی که آریاییها به ایران آمدند احتمالا قوم آمارد در مناطقی از استان گیلان ساکن بودند که شاید منجیل نیز یکی از سکونتگاههای قوم آمارد بوده و بعدا اقوام مهاجر مانند ترکها به این منطقه کوچانده شدند و البته کردها نیز در زمان افشاریه با توجه به حساسیت تنگه منجیل در این منطقه اسکان پیدا کردند و بعدا به منطقه عمارلو کوچ کردند .
    با تشکر

    اردشیر پورشعبان
  2. جناب آقای ارکنی عزیز مدیر محترم و عزیز سایت یکبار هم خدمت شما عرض کردم اگر واقعا وقت ندارید به سایت برسید آن را در اختیار افراد علاقه مندی که توانایی اداره و به روز رسانی سایت را دارند بگذارید و خود نظارت بفرمایید چون در ماه یک تا دوبار آن هم صرفا با خبرها و گزارشات تکراری و متاسفانه در ظاهر سفارشی اقدام به روز رسانی میشود که در شان و مقام یک سایتی که در سطح شهر و شهرستان جایی برای خود باز کرده نیست

    شهروند
  3. salam aghaye forootan man be komake shoma niaz daram age mishe lotfan yek adrese email baram mizarin ke betunam bahatun tamas begiram,.mamnun

    mohammad zadeh
  4. مرسی از زحماتتون

    سلیمانی
  5. از مطالب بسیار ارزنده و جالب جنابعالی بی نهایت سپاسگزارم .

    منوچهر رجب پور
  6. با سلام و با تشکر از مدیر محترم وب سایت زیبای منجیل نیوز ،
    از دوست عزیزم آقای فروتن بخاطر نگارش این مطلب وزین و ارزشمند سپاسگزارم
    با اجازه مدیر سایت و نگارنده محترم ، این مطلب ، با درج منبع در وب لاگ “در هوای کوهستان ” قرار داده شد

    سید افضل مصطفوی
  7. عالی بود جای سپاسگذاری داره. خسته نباشید

    آشنا
  8. حاج آقا مطالب خوبی بود اسفاده کردیم باتشکرازهمکاری شما با سایت منجیل نیوز

    سید محمد مصطفوی
  9. شما که قبول ندارید چرا اومدید منجیل نیوز؟ آدم و حوا(ع) منجیل بودند چه برسه به کوروش کبیر.ناسیونالیسمی به هیچ چیز نگاه نکنید ایشون زحمت کشیدن جای تشکر داره برای گوشه ای از زحمتشون.
    حاجی مرسی

    بی طرف
  10. با سلام خدمت آقا کیان می خواستم خدمت شما عرض کنم کار ایشان تاریخ سازی نبوده و باستناد نوشته های نویسندگان بزرگ ایرنی و خارجی می باشد مانند کتاب دو جلدی عارف دیهیم دار و هم چنین کتاب دارلامرز گیلان واگر اهل مطالعه باشید با کمی جستجو در اینتر نت منابع بسیاری را خواهید یافت مانند سفر نامه ناصر خسرو و…….. که اشارات بسیار صریح و عمیقی به تاریخ منجیل و هرزویل نموده اند. موفق باشید

    کامل کشاورز
  11. آقا شما با چه سندی اینجوری برای منجیل تاریخ سازی کردی؟نکنه کورش کبیر منجیلی بوده ما بی خبریم؟

    کیان
  12. تلاش موشكافانه وارزشمندي است منتظر آثار بعدي شما هستم

    محمد سليم جو
  13. حاج امیر دستان درد نکند مطلب بسیار جالبی بود باز دست به قلم ببر

    کامل کشاورز
  14. آقا امیر دستت درد نکنه. خیلی زحمت کشیدی. منتظر مطالب بعدی شما هستیم.

    مهر
  15. واقعا قشنگ بود.خیلی زحمت کشیدید تا ما از تاریخ شهرمون اگاه بشیم جای تشکر فراوان داره.با سپاس فراوان از شما

    حمید رضا گلشن

اجرای زنده محسن یگانه – بهت قول میدم